تارنمای مرکز مطالعات و همکاری‌های علمی بین‌المللی

CSTIDLogo_
Picsart_26-06-13_17-31-59-480

نقد و نگاه

Rethinking higher education and its relationship with social inequalities: past knowledge, present state and future potential

بازاندیشی در آموزش عالی و رابطه آن با نابرابری‌های اجتماعی

تاریخ انتشار: ۱۴۰۴/۰۹/۰۱

مترجمان:

دکتر امید رضایی‌فر، عضو هیات علمی دانشگاه سمنان

دکتر مهرنوش طاهرخانی، پژوهشگر مستقل

چکیده:

اهداف و تأثیر آموزش عالی بر اقتصاد و جامعه وسیع‌تر در گذر زمان به شیوه‌های گوناگون دگرگون شده است. پویایی‌های نهادی و سیاست‌گذاری آموزش عالی در طول زمان و نیز میان کشورها و نظام‌های سیاسی متفاوت است و بنابراین نمی‌توان زمینه این تغییرات را نادیده گرفت. این مقاله با کنار هم قرار دادن دو چارچوب مفهومی ظاهراً رقیب یعنی چارچوب ابزاری و ذاتی، به بررسی اهداف آموزش عالی و ویژگی‌های نهادی آن می‌پردازد. سنت‌های آموزشی گوناگون به‌طور انتقادی بررسی و به‌عنوان مثال‌هایی مورد استفاده قرار می‌گیرند که می‌توانند برای سیاست‌گذاری‌های امروزی آموزنده باشند. از آنجا که آموزش عالی را نمی‌توان جدا از سایر سطوح پایین‌تر آموزش در نظر گرفت، پیوندهای مفهومی مناسب در سراسر این مقاله ارائه شده است. اهمیت این مباحث در ترکیب درهم‌تنیده ادبیات در رشته‌های علوم اجتماعی نهفته است که بر اساس سنت‌هایی که از پیش وجود دارند اما تاکنون به دلیل اتکای بیش از حد به شیوه‌های بازارمحور کمتر مورد استفاده قرار گرفته‌اند، راه‌هایی برای پیشبرد امور پیشنهاد می‌کند. این مقاله درباره چگونگی تاثیر نظریه‌ها بر سیاست‌گذاری از طریق «واسطه‌گری» مفهومی و «آشتی»، بینشی نو ارائه می‌دهد. مباحث مربوط به اهداف آموزش عالی در چارچوب تازه‌ترین تحولات نابرابری‌های اجتماعی فزاینده در جهان غرب و رابطه آن با الگوی آموزش عالی انبوه و تصمیمات سیاستی مرتبط برای افزایش مستمر مشارکت مطرح می‌شود. این مقاله پیشنهاد می‌کند که تمرکز سیاست‌گذاری فعلی بر سیاست‌های مبتنی بر بازار کار در آموزش عالی، منجر به رقابتی روزافزون شده است که این نهاد اجتماعی را به یک بازار عادی تبدیل می‌کند، جایی که دستاوردها و مدارک تحصیلی به مثابه ارزی دیده می‌شوند که می‌توان آن را به ارزش بازار کار تبدیل کرد. آموزش به ابزاری برای پیشرفت اقتصادی تبدیل شده و از نقش اصلی خود در فراهم کردن زمینه برای توسعه انسانی فاصله گرفته است. در نتیجه، آموزش عالی بسیار گران شده و حتی اگر سیاست‌ها به سمت گشودگی هدایت شوند، در عمل تنها تعداد کمی توانایی پرداخت هزینه آن را دارند. تغییر به سوی یک مدل ترکیبی، که در آن اهداف ذاتی آموزش عالی به همراه اهداف ابزاری آن به طور برابر به رسمیت شناخته می‌شود، باید ازسوی سیاست‌گذاران به عنوان راه پیش رو برای ایجاد نظام‌های آموزشی فراگیرتر و جوامعی داناتر و عادلانه‌تر تلقی شود.

خلاصه نقد:

مقاله «بازاندیشی در آموزش عالی و رابطه آن با نابرابری‌های اجتماعی» مروری جامع و به لحاظ نظری غنی بر مناقشه میان دو رویکرد ابزاری (بازارمحور) و ذاتی (توسعه‌محور) در هدف‌گذاری آموزش عالی ارائه می‌دهد. نقطه قوت اصلی اثر، سنتز ارگانیک میان ادبیات کلاسیک (نظریه سرمایه انسانی، بوردیو، فریر، برونفنبرنر) و چارچوب‌های نوین (رویکرد توانایی سن، سنت بیلدونگ، نقد مک‌دونالدی شدن) است. نویسنده با بهره‌گیری از نمونه‌های عینی (فنلاند، آلمان) و تحلیل روندهایی مانند تورم مدرک، بیماری مدرک و گسترش نابرابری با وجود افزایش مشارکت، تصویری واقع‌بینانه از شکاف میان وعده‌های سیاستی و پیامدهای عملی ارائه می‌دهد.

دریافت نقد کامل

دریافت اصل مقاله / لینک مقاله

دریافت ترجمه مقاله